بعضی موقع اینقد تو اینده غرق میشیم و خیال پردازی میکنیم ک فراموش میکنیم...کجا بودیمبعد یهو ک میایم تو خودمون ی چیزی میبینیم یادمون میاد وای چی شده کجاییم و جقدر تغییر کردیم من همون پسر کوچولو موچولو هستم ک صب تا شب گوشه اتاقم بودم و باز هزار فک کوچیک تر بعد هزار جور خاطره تو اتاق کوچیکم درست کردم خاطره دیدن فیلم ،پاور پوینت درست کردن ، از سر ناراحتی و خوشحالی اهنگ محسن یگانه گوش دادن ، گیتار زدن ، ورق بازی کردن ، بغل کردنای یواشکی ، پشت پنجره اتاق نشستن و دیدن و رفتن موقع خدافظی و...الان فقط چارتا نقاشی و چارتا یادگاری برام مونده ک یهو ی تلنگر میزنه و برم میگردونه ب اون گذشته با چ تیپایی کجا ک قرار نذاشتم پارک ملت ، کوچه پس کوچه ها خیابونا ، پارک لاله ، کتابفروشی ، عطر فروشی میدونی من تو مسیری افتادم ک جریان داره منو با خودش میبره ب هر سمتیای کاش توام تو ی جریانی میفتادی شاید فکرام تموم میشدشای کاش هیشکی نبود هیشکی هیشکی هیشکی فقط من بودم و تو
برچسب:
نویسنده: یونا حبیبی
تاريخ: يکشنبه
15 خرداد
1401 ساعت: 17:48